تبليغاتX
تنها در تنهایی



خدانگهدار عزیزم
اما نمیشه باورم
توی چشام نگاه نکناین لحظه های آخرم
آخه چطور دلم بیاد
چشماتو گریون ببینم
میرم ولی این و بدون
چشم انتظارت میشینم
میرم ولی گریه نکن
نذار از عشقت بمیرم
اگر توو اوج بی کسی
با عکست آروم بگیرم
میرم ولی بدون یکی
خیلی تو رو دوست داره
یکی که از دوریه تو
سر به بیابون میزنه
خدانگهدار عزیزم
خدانگهدار عزیزم
خدانگهدار
خدانگهدار
خدانگهدار عزیزم
دارم میرم از این دیار
اینجا کسی منو نخواست
تو هم منو تنها بذار
اینجا غریب بودم
ولی هیچکی نپرسید از کجام
مسافرم باید برم
گریه نکن خدا نخواست
دوسم نداشتی اما من
عادت کردم به بودنت
غریب بودم نا مردما
تو رو ازم ربودنت
میرم ولی اینو بدون
فقط تویی دلیل بودنم
مهمون نوازی کردنت
میرم ولی گریه نکن
نذار از عشقت بمیرم
اگر توو اوج بی کسی
با عکست آروم بگیرم
میرم ولی بدون یکی
خیلی تو رو دوست داره
یکی که از دوریه تو
سر به بیابون میزنه
خدانگهدار عزیزم

+ نوشته شده در  86/05/21ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



 

با تو هستم ای مسا فر            ای به جاده سر سپرده       ای که دلتنگی غربت

      منو از یاد تو برده     

 

  هنوزم هوای خونه         عطر دیدار تو داره    گل به گل گوشه به گوشه

  تو رو یاد من می یاره    

 

به گذشته برمی گردم به سراغ خاطراتم           تازه می شود دوباره

    از تو داغ خاطراتم   

  به تو می رسم همیشه     در نهایت   رسیدن 

           هر کجا باشی و باشم       به تو برمی گردم از من        این تویی

همیشه من

  توی ایینه تقدیر    با همه  شکستن از تو         نیستم از دست تو دلگیر.....

 

+ نوشته شده در  86/05/17ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



یاس امید
 
  عزیزا کاسه چشمم سرایت   میان هر دو چشمم جای پایت
 
از آن ترسم که غافل پا نهی تو   نشیند خار مژگانم به پایت
 

 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی ؟

آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی !!!

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

 

***   مادر دوستت دارم   ***

 

عشق با روح شقايق زيباست   عشق باحسرت عاشق زيباست

عشق با نبض دقايق زيباست   عشق با زهر حقايق زيباست

عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست

 

***   مادر دوستت دارم   ***

در مشرق عشق دشت خورشيد تويي

در باغ نگاه ياس اميد تـويـي

در بين هزار پونه آنكس كه مرا

چون روح نسيم زود فهميد تويي

 

***   مادر دوستت دارم   ***

 ***   مادر دوستت دارم   ***

+ نوشته شده در  86/04/14ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط کامبیز   | 



برای یه دوست

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

 

 

خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت خواهشي دارم... تو در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار

 

+ نوشته شده در  86/03/27ساعت 1:37 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



السلام علیک یا فاطمه زهرا (ص)

+ نوشته شده در  86/03/25ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط کامبیز   | 



سلام دوستای خوب خودم

 

اومدم بهتون بگم  از امروز یه وبلاگ دیگه منم فعال شده

 

می تونید با این آدرس از اون  وبلاگم دیدن کنید امیدوارم

 

لذت ببرید وبلاگی متفاوت با تموم وبلاگها منتظرم.....

 

www.sangghabr.blogfa.com

+ نوشته شده در  86/03/19ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط کامبیز  



 

دنیای بی تو بودن  برام یه جور عذابه.......

 

 

وقتی کبوتر عصبانی میشه خدا میدونه چیکار میکنه...

 

واقعا چه قدر عجیبه مگه نه دوچرخه عزیز تر از نامزدش.

+ نوشته شده در  86/03/16ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط کامبیز   | 



 

 

دلم هوای پاییز کرده ولی نمی دونم کجا باید

 

دنبالش بگردم شما آدرس اونو  می دونیین.

+ نوشته شده در  86/03/09ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



 

سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگيره

 بزار تا آروم دل بی تابت بگيره

بهم نگو از ما گذشته ديگه ديره

حتی من از شنيدنش گريم می گيره(گريم می گيره)

بزار رو سينم سرتو ، چشمهای خيسو تره تو

بزار تا سير نگات کنم ، بو بکشم پيرهن تو

بغل کن و بچسب بهم ، بکش دوباره دست بهم

جز تو کسی رو ندارم ، نزديکتر نفس بهم

سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگيره

 بزار تا آروم دل بی تابت بگيره

بهم نگو از ما گذشته ديگه ديره

حتی من از شنيدنش گريم می گيره

وقتی چشات خوابش می ياد ، آدم غماش يادش می ياد

يه حالتی تو چشمات ، که عشق خودش با هاش می ياد 

وقتی چشات خوابش می ياد ، آدم غماش يادش می ياد

يه حالتی تو چشمات ، که عشق خودش با هاش می ياد     

سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگيره

 بزار تا آروم دل بی تابت بگيره

بهم نگو از ما گذشته ديگه ديره

حتا من از شنيدنش گريم می گيره.

 

+ نوشته شده در  86/03/01ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط کامبیز   | 



 

من و يک جاده ی گنگ.........

من ماندم و خلوتی سرد

           خاطراتی زبگذشته ی دور

ياد عشقی که با حسرت و درد

           رفت و پنهان شد در دل گور......

                                                   مسافر

 

+ نوشته شده در  86/03/01ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط کامبیز   | 



 افسوس

 

                                       عشق                 عشق

                                 عشق  عشق          عشق   عشق 

                              ای از تو  شکوفایی   از عشق حمایت کن 

                               این قلب  مرا دریاب آنگه به من عادت کن

                                 بر  دشت  کویر  دل  تو  بارش    بارانی

                                  طوفان زده عشقم فرجامی و پایانی

                                     روییدن     من     از     توست

                                       تو        سبز     بهارانی   

                                          احساس   درونم    را  

                                            افسوس  نمیدانی

                                                  افسوس 

           

       

 

چقدر بی تو فضای اتاق عریان است

 

به عمق ظلمت تنهایی غریبان است

 

در این بهار اگر با ستاره برگردی

 

ز چلچراغ رُخت کلبه ام چراغان است

 

یخاب می چکد از روزگار سرد و سیاه

 

بدون گرمی تو فصل ها زمستان است

 

نوید آمدنت را    بگوش   باد   بگو

 

که با حضور تو پائیز، چون بهاران است

 

تو اوج قله اسطوره های شعر منی

 

که راز عشق در آن آشکار و پنهان است

 

کبوترانه   مبادا    به     قهر    برگردی

 

که در نبودن تو قلب من هراسان است

 

تویی  پناه  دلم  ، ای  شکوه شعر  و غزل

 

دل  ،  چو   گیسوی   تو ،  پریشان    است

 

 چشمان قشنگ تو

چه فایده

من اگر زیباترین شعر های عالم را بسرایم

و تو با حجب و حیای دخترانه

فقط بگویی:خیلی قشنگند!

وقتی که چشمای تو قشنگ تر از شعر های من است

من هیج وقت نتوانسته ام

چشم در چشم تو بدوزم و بگویم:

خیلی قشنگند

+ نوشته شده در  86/02/26ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



ضدحال يعنی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری connect نشی!
ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!

ضد حال يعنب تو وبلاگ عمو حامد موزيک دانلود کنی رو ۹۹ دی سی بشی !!
ضدحال يعنی gf-تو بيرون با يه پسر ديگه ببينن!
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن!
ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!
ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵!
ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!
ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن!
ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان بياد تو!
ضدحال يعنی history پاک نکنی همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه!
ضدحال يعنی نفر ۱۱کنکور شدن!
ضدحال يعنی کارگردان شدن حنا مخملباف!
ضدحال يعنی کاندید شدن رفسنجانی برای انتخابات مجلس!
ضدحال يعنی خواننده شدن میناوند!
ضدحال یعنی حسنی امام جمعه ارومیه!
ضدحال يعنی پژو RD!
ضدحال يعنی فیلم ژاپنی!
.ضدحال يعنی id caller داشتن!
ضدحال یعنی عشق یه طرفه!
ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۰!
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد!
ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن!
ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن!
ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن!
ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه!
ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خدکارت تموم بشه!
ضدحال یعنی با gf-ات بری کافیشاپ دخترخالتو ببینی!
ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!
ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی!
ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی بب!ینی

 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/02/25ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



پسرها:

۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

دخترها:

۱- با ماشين ميرن دم بانک.
۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
۳- به خودشون عطر ميزنن.
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.
۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن.
۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.
۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.
۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.
۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن.
۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
۱۶- کنسل ميکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.
۱۸- کنسل ميکنن.
۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن.
۲۶- پول رو ميگيرن.
۲۷- برميگردن به ماشين.
۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن.
۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
۳۰- استارت ميزنن.
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک.
۳۴- از ماشين پياده ميشن.
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم)
۳۶- سوار ماشين ميشن.
۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده.
۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن.
۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن.
۴۰- مندازن توی خيابون اشتباه.
۴۱- برميگردن.
۴۲- ميندازن توی خيابون درست.
۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميکنن )ميگم چرا انقدر يواش ميره
)

 

+ نوشته شده در  86/02/25ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



هر چه خدا بخواهد....


و چه شیرین است نگاشتن از تو روی تخته سنگی بنام قلب ...

گفتن از تو

و در آغوشم ، بودن تو .... نجوای آتشین خفته ات را می شنوم

مدتهاست به ظاهر نشنیده ام

ولی باطنم از نفس هایت ، از ضربان قلبت غوغا میکند ....

نا خودآگاه به هر گوشه که خیره میشوم

هر لحظه ای که خلوت میکنم،تو را کنار خود می بینم

ولی باور داری چهره ات در خاطرم نمانده ؟

باور داری شبها، آرزو دارم از آرامش شب بهره برم

و تا سپیده ی صبح به تو بیندیشم

نا خود آگاه در خاطرم می آید که خدایا

مبادا روزهایم را شب و شبهایم را با خاطره اش به روز برسانم

و در آخر، یک آن موج ستم روزگار خاطراتم را در نوردد!!

همان بهتر که سر به بالین بگذارم و با کوشش زیاد ،

در مقابلم ،دنیایی پوچ و بی معنی ببینم که شاید خواب به سراغم آید....

میدانم که اگر چو گذشته،فقط یک شب را با تو سحر کنم،باز در دام خواهم افتاد

دامی نا خواسته از جانب تو مرا در بر گرفته...

خود را آزموده ام برای بی تو بودن

برای غم،برای تنهایی .... چرا که شاید این تقدیر باشد

و با تو هم کلام می شوم: هر چه خدا بخواهد....

دوســــتت دارم فرشته ی ميربونم 

 

+ نوشته شده در  86/02/24ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط کامبیز   | 



۱.خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه

خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده

خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي كنه

خدا رو دوست دارم چون هيچ كسي رو *ايگنور* نمي كنه !

 

 

۲.اگر یک روز فهمیدی که 1000 نفردلشون برات تنگ شده بدون اولیش منم ! اگر یک روز فهمیدی که 100 نفردلشون برات تنگ شده بدون اولیش منم ! اگر یک روز فهمیدی که 10 نفردلشون برات تنگ شده بدون اولیش منم ! اگر یک روز فهمیدی که 1 نفردلشون برات تنگ شده بدون اون منم ! اگر یک روز فهمیدی که کسی دلش برات تنگ نشده بدون من مردم !!!

 

 

۳.همه می گن که شیشه احساس نداره اما اما وقتی روی شیشه بخار گرفته نوشتم دوست دارم خیلی اروم اشک ریخت و گریه کرد!

 

 

۴.در عرض یک دقیقه می شه یکی رو خورد کرد ... در عرض یک ساعت می شه کسی رو دوست داشت ... در عرض یک روز می شه عاشق شد ... ولی یه عمر طول می کشه تا تو رو فراموش کنی

 

 

۵.دنیا وقتی زیباست که برای چشم باشه چشم وقتی زیباست که برای عشق باشه عشق وقتی زیباست که برای تو باشه تو وقتی زیبایی که برای من باشی...!!!

 

 

۶.ببخشيد كه بيشتر از اين نميتونم برات اس‌ام‌اس بفرستم، از وقتي كه اندي گفته: خوشگلا بايد برقصند، ديگه به هيچ كاري نمي‌رسم!

 

 

۷. اختراع ترکا می دونی چیه؟ چراع قوه با باطری خورشیدی

 

 

۸. ببخشید می دونم الان بد موقع هستش که مزاحمت شدم فقط خواستم بپرسم ایران که نفت صادر می کنه . بشکه ها شو پس می گیره یا نه ؟

+ نوشته شده در  86/02/22ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



زندگي داره مي گذره بدون اينکه بفهميم...بدونه اينکه حس کنيم چي ميگذره................

و ما باز هم داريم زندگي مي کنيم....يادمون رفته انسانيم...يادمون رفته خيلي ها به ما احتياج دارن...

نه از نظر مادي که از نظر عاطفي.........خسته شدم....خسته شدم از اينکه هر روز بشنوم چند تا آدم

  کشته شدن...ولي بايد عادت کنم......

به چي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟به اينکه ديگه فرود اومدن يه هواپيما رو سر اون همه بچه برام عادي بشه.........

خدا تو بگو...بگو تا کي بايد بشنوم و بعد فرا موش کنم............

خدا چرا ما آدمارو اين جوري ساختي........توي کارات موندم......بايد گريه کنم يا بخندم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

يا شايدم بايد فکر کنم...به اينکه چي مي شد اينجوري نميشد...

حد اقل بيا برا شون دعا کنيم...براي همون بچه هاي کو چيک که پدر ها و مادر هاشون دلواپسشونن...

 

 

..............................................................................................................

خستم...خيلي خسته....و از هميشه بيشتر مي ترسم...

ترس...ترس...ترس.کلمه اي که از اول زندگيم به خاطرش محکوم بودم...

ترس از تنهايي تو شب...ترس از جادوگر پير قصه...ترس از آدم کش بچه ها تو صفحه حوادث...يا شايدم 

بيشتر از همه ترس از تنهايي.......

ولي حا لا ديگه نه از شب و تنها خوابيدن تو اتاقم مي ترسم نه از جادوگر توي قصه و نه از دزد بچه ها...

حالا فقط تو وجودم همون ترس از تنهايي مونده...ولي اينبار يه جوره ديگه....

عزیزم به من بگو که بگو هميشه کنارمي...بگو به قولت وفاداري.....

..............................................................................................................

 

اینم عکس زیباترین دختر جهان ببینین جالبه....................

 

+ نوشته شده در  86/02/22ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



هرچی به من گفتی از روی احساس بود............

 

**** دوست داشتن کسي که سزاوار دوستي نيست، اسراف در محبت است. اگر ميخواهي هميشه آرام باشي، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر کسي را دوست داري که تو را دوست ندارد، سعي نکن از او متنفر شوي، بلکه سعي کن او را فراموش کني

 

 

**** خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان بايد از جان گذرد هر كه شود همدمشان روزي كه سرشتند ز گٍل پيكرشان سنگي اندر گٍلشان بود و همان شد دلشان

 

 

**** وقتی که توقع دوست داشته شدن ما کمتر و عشق ورزیدن ما بیشتر باشد ، راز عشق بشری بر ما آشکار می گردد.

 

 

 

**** اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري

 

 

 

 

**** تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم

 

 

 

**** به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند . * اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد. * به عشق خود وفادارباشيد،تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد . * از تمام وجود عاشق شويد

 

 

 

 

**** اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن دفتري که بسته شد ديگه بازش نکنيد قلبي که شکسته شد ديگه نآزش نکني

 

 

 

 

**** شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست

 

 

 

 

**** چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

 

 

 

 

**** وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه

 

 

 

 

 

**** چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي تقسيم مي كردم ، و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن ، بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر

 

 

 

 

**** دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميکنم بعد بفهمي با دسته کليدم بودم ؟ دوست داري بگم دوست دارم بعد فکر کني ... نه ديگه – اين دفعه با خودت بودم

 

 

+ نوشته شده در  86/02/17ساعت 3:23 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



 

دیوونه ی تو بودن ...

 

 

دیوانه وار بود زندگی من

            دیوانه وار

دیوانه وار گریستم

دیوانه وار خندیدم

..........

و می خواهم بمانم آنچه که هستم

و باشم تا همیشه

دیوانه وار می رقصم زیر بارون

دیوانه وار می خوانم از تو

دیوانه وار می میرم برای تو

دیوانه وار

دیوانه وار 

دیونه وار 

 

به خداوندی خدا دوستت دارم
 
 

بگذار کسی باشم که زمان تنهاییش تو همان تنهایی او باشی و زمان خوشبختی اش تو همان خوشبختی او باشی.

بگذار همانی باشم که تو در رویاها منتظر او ماندی و به استقبال او رفتی.

 بگذار کسی باشم که که دیگر به کسی جز تو نگاه نکند و تنها تو باشی و قلب مهربانت و یک دنیا عشق در وجودش.

اینک من با تمام وجود کاری کرده ام و خواهم کرد که هم تو را به ارزویت رسانده باشم و هم خودم اینده ای خوشبخت را در کنار تو داشته باشم.

بگذار همانی باشم که دوستش می داری و بگذار همانی باشم که برای عشقش جان خواهی داد عزیزم.



 

 

+ نوشته شده در  86/02/15ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



 

 

 

توی یک دیوار سنگی دو تا پنجره اسیرن
دو تا خسته دو تا تنها یکی شون تو یکی شون من

دیوار از سنگ سیاهه سنگ سرد سخت خارا                                                        
زده قفل بی صدائی به لبای خسته ما                                                          

                                                                           نمی تونیم که بجنبیم زیر سنگینی دیوار
                                                                           همه عشق من و تو قصه هست قصه دیدار

همیشه فاصله بوده بین دستای من و تو                                                           
با همین تلخی گذشته شب و روزای من و تو                                                           

                                                                       راه دوری بین ما نیست اما باز اینم زیاده
                                                                        تنها پیوند من و تو دست مهربون باده

  ما باید اسیر بمونیم زنده هستیم تا اسیریم                                                             
 واسه ما رهائی مرگه تا رها بشیم می میریم                                                           

                                                                  کاشکی این دیوار خراب شه من و تو با هم بمیریم
                                                                   توی یک دنیای دیگه دستای همو بگیریرم

شاید اونجا توی دلها درد بیزاری نباشه
میون پنجره هاشون دیگه دیواری نباشه

 
+ نوشته شده در  86/02/15ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



با سلام

 

دوست دارم یه مطلبی رو برای شما بنگارم

 

اونم اینه که خیلی به شما ابراز علاقه کرده

 

واین وبلاگم را برای این ساخته ام که

 

برای لحظاتی با عشق پاک همسفر شین

 

اگه مطلب ناراحت کننده ایی داخلش وجود

 

داره به منم بگین تا بتونم به شکل بهترش

 

اونو در بیارم دوستدار همه شما

 

تنها در تنهایی

 

 

+ نوشته شده در  86/02/14ساعت 10:31 قبل از ظهر  توسط کامبیز   | 



مشق عشق

دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی تو

پرشده است

کسی صدایم می زند ومن

تنها به احترام دل عاشقت،

کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم.

دل نوشته هایم ،

راز دل پریشانم را رسوا می کنند

و من

آواره ی سرزمین رویاهایم می شوم.

هیچ کس نمی دانست

تو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!

 

 

دلم جز مهر مهرويان طريقي بر نميگيرد

ز هر در ميدهم پندش وليكن در نمي گيرد

 

 

خدا را اي نصيحت گو حديث ساغر و مي گو

كه نقشي در خيال ما از اين خوشتر نميگيرد

 

بيا اي ساقي گلرخ بياور باده رنگين

كه فكري در درون ما از اين بهتر نميگيرد

 

 

صراحي ميكشم پنهان و مردم دفتر انگارند

عجب گر آتش این زرق در دفتر نمیگیرد

 

سرو چشمي چنين دلكش تو گويي چشم از و بردوز

برو كاين وعظ بي معني مرا در سر نمي گيرد

 

                                                                          

 

 

 چه خوش صيد دلم كردي بنازم چشم مستت را

كه كس مرغان وحشي را از اين خوشتر نمي گيرد

 

سخن در احتياج ما و استغناي معشوق است

چه سود افسونگري اي دل كه در دلبر نميگيرد

 

                                                                            

 

                   

زبان آتشينم هست ليكن در نميگيرد

 

 بدين شعر تر ش

خدا را رحمي اي منعم كه درويش سر كويت

دري ديگر نمي داند رهي ديگر نمي گيرد

 

ميان گريه مي خندم كه چون شمع اندراين مجلسيرين زشاهنشه عجب دارم

كه سر تا پاي حافظ را چرا در زر نمي گيرد ؟

+ نوشته شده در  86/02/09ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



 

آفتاب

                    که از طرف تو طلوع میکند

 

                  سایه من رنگی میشود

 

                            و

                                 عشقمان یک تابلوی

                                               نقاشی میشود

     هیچ می دانی اگر تو بخواهی

                              باران را برایت می شمارم

   تازه به ساکنین زمین میگویم

                                  رنگ چشمهایت را

                             شپلوتکا ی من

 

+ نوشته شده در  86/01/28ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط کامبیز   | 



  هفته ی عاشقی

:::www.taranehha.ws:::

**************************************************

شنبه: با نگاهی عاشقانه مست شدم

:::www.taranehha.ws:::

**************************************************

یکشنبه: به او گفتم گرفتارت شدم

:::www.taranehha.ws:::

**************************************************

دوشنبه:همچون لیلی عاشق صحرا شدم

:::www.taranehha.ws:::

**************************************************

سه شنبه:بی وفایی کرد و من گریان شدم

:::www.taranehha.ws:::

**************************************************

چهارشنبه:اسیر هجرانش شدم

:::www.taranehha.ws:::

**************************************************

پنج شنبه:او رفت و من در عاشقی فانی شدم

:::www.taranehha.ws:::

**************************************************

جمعه:بی او تنها شدم و ......

:::www.taranehha.ws:::

**************************************************

+ نوشته شده در  86/01/28ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط کامبیز   | 



دوست دارم

 

             دوست دارم

      

                            دوست دارم.

+ نوشته شده در  86/01/28ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط کامبیز   | 



این مطالب رو که نوشتم

واسشون نه تصویر تونستم بزارم نه عنوان شاید بشه اسمشون رو درد دل گذاشت یا شایدم....

برای رسیدن به تو پا پیش گذاشتم ........... خودم را قسمت کردم .......... تو را سهم همه رویاهام کردم ..... انصاف نبود ......... تو که میدانستی با چه اشتیاقی خودم را قسمت میکنم چرا زود تر از تکه تکه شدنم جوابم نکردی؟؟؟؟؟

برای خداحافظی........خیلی دیر بود......خیلی دیر...

 

 

********************************************

یه عمریه دلمو سوزوندی یه بار خوبی نکردی خدا کنه بریو هیچ موقع برنگردی حرفی نزن دروغات نه، باورم نمیشه از عشق بچگونم پشیمونم همیشه بسه دیگه بی انصاف چی از جونم تو می خوای یه روز میگی می مونی یه روز میری نمیای دلت می خواد شبوروز جلو چشات بمیرم کاش به روزم بیوفتی آره بدبختیتو ببینم دل به تو بستم آره بزرگترین گناه بود

 

********************************************

 

می دونی چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهت زیادت به ماه.... با این تفاوت که ماه سه حرف داره ولی تو حرف نداری

 

********************************************

ای عشق مددی کن که به سامان برسیم چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم یا من برسم به یار یا یار به من یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم

********************************************

مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه

********************************************

ماهها با نگاهت صحبت کردم ولي افسوس، افسوس که نمي دانستم چشم هايت ناشنوايند

********************************************

یادم می آید برایت نوشتم: هوا را از من بگیر... خنده هایت را نه.. و کاش ادامه می دادم: اگر خنده هایت را گرفتی هوا را هم بگیر.. و ننوشتم . چون آن روزها جدایی برایمان بی معنا بود.. و امروز.. رسیدن بی معنا ترین است....................................................

 

+ نوشته شده در  86/01/28ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط کامبیز   | 



 

دوست داشتن يعني
گلي به دستت مي دهم
تا دروازه اي  به گلستاني بگشائي

 

 
آينه هاي موازي
دوست داشتنم را
 وسعت مي دهند
 

 دوست داشتني
چرا نمي شوم
در چشم ماهي ؟
  
 

عقربه که تند تر مي چرخد
دوست داشتنم
گر مي گيرد
 
ازمن مرنج
تلاش کن
دوستت بدارم 
 
  

صداي بارش باران
نمي گذارد بگويم
دوستت دارم
 

از درخت دوست داشتن
اگر مي تواني
 پيچک ترديد را جداکن

 

درخت تنهائيم را
با دوست داشتن
 تزيين کردم
 

همه چيز گران و سخت شده
دوست داشتن فقط
ارزان است و ساده
 
 
تا گل محمدي حسد نورزد
 دوست داشتنت را
 پنهان کردم 
 
 
 
حس دوست داشتن
به قشنگي دوست داشتن نيست

 
 

تا دوستش نداشتم
ندانستم
که دوستش دارم

 

چون دوستت دارم
سخت ترين کلام
« دوستت دارم » گفتن است
 
 

دلت مي خواهد
دوست بداري يا دوستت بدارند
اگر مي خواهي دوست بداري
دوستت دارم
 
 
 
 
 

براي رسيدن به تو


پا پيش گذاشتم


خودم را قسمت كردم


تو را سهم تمام روياهايم كردم


انصاف نبود


تو كه ميدانستي با چه اشتياقي


خودم را قسمت ميكنم


پس چرا


زودتر از تكه تكه شدنم


جوابم نكردي


براي خداحافظي


خيلي دير بود


خيلي دير.......

 
 
+ نوشته شده در  86/01/25ساعت 2:26 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



 

 

خدایا آنكه در تنهاترین تنهاییم تنها گذاشت منو

در تنها ترین تنهاییش تنها نزار...

 

آمین یا الله

 

+ نوشته شده در  86/01/25ساعت 2:23 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



هر جا باشی یادت تو یادمه...

هر چقدر دور باشی، بازم نزدیک ترین به من تویی...

 

یه خواهش ازت دارم!

یادم رو با خودت ببر...

ازش زیاد دور نشو...

اگه وقت کردی گاهی اوقات یه کوچولو نوازشش کن...

 

آخه بی تو، بدون یاد تو، بدون داشتن تو حتی یه لحظه هم نمی تونم بمونم...

آخه شدی همه چیزم...

آخه بدجوری بهت عادت کردم...

 

فراموش نکن دوستت دارم...

 

نازنینم!

    سفر بخیر...

 

منتظر روز بازگشتتم...

 

 

 

 

 

 

اين روزا عادت همه رفتن دل شكســتنه

درد تــــــــموم عاشقا پـاي كسي نشستنه

اين روزا درد عاشقا

فقط غـــــــــم نديدن

مشكل بي ستاره هــا يه كم ستاره چيـدن

اين روزا آسمونمون پر از شكسته بالــيه

جــــاي نگاه عاشقـت باز توي خونه خاليه

اين روزا كار آدمــــــا دلاي پاك رو بردن

بعدش انو گرفـــتن و بـه ديگري سپردن

اين روزا كار آدمـــــا تــو انتظار گذاشتن

ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتن

اين روزا سهم عاشقا غــصه و بي وفايي

جرم تمومشون فـقط لذت آشنـــــــاييه

اين روزا چشماي همه غرق نياز شبـــنمه

روي گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه

 

 

+ نوشته شده در  86/01/25ساعت 2:10 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



گریه تو رو نبینم

 

قصه حال منو تو از سرم بیرون نمیشه

                                      تو که از ما میگریزی اما با منی همیشه

من یه روز مثل تو بودم دل سنگ و روح بیمار

                                      حالا که غصه نداری برو ازغم دل یار

برو که خصلت ما رو با چه سر سختی شکستی

                                      تو که نه کفر و حرومی تو که نه خداپرستی

من رو با پای برهنه باتنی تشنه وبی تاب

                              لب اون چشمه گذاشتی که به کسی آب نمی داد

امُا با این همه ظلمت حتی با اون همه کینه

                                           الهی من بمیرم ای دل گریه تو رو نبینم

ای که از عاطفه دوری من به دام تو گرفتار

                                  من اگر ناجیه قلبم تویی خنجر به دل یار

برو که وصلت مارو چه به باد دادی ورفتی

                                 تو که از همه بریدی تو که از خدا گذشتی

 

         اما با این همه حرفهام من همینم که همینم الهی بمیرم

 

                       

 

        گریه تو رو نبینم    

 

        

فكر كردم و ديدم آره من اومدم بگم كه عشق با همه



محدوديتاش ميتونه قشنگ باشه حتي اگه يه طرفه



باشه . ميخواستم ثابت کنم انتظار، هم تلخه هم



شيرين...هم کشندس و هم اميدوار کننده... وقتی که



ميدونی قلبت تو سينه يکی ميتپه که دلت برای ديدنش


پر می کشه، حاضری هرچند سخت و طاقت فرسا، اما



با اميد به يک ديدار ديگه، دل قوی داری که اين نيز



بگذرد و اين انتظار هم به پايان ميرسه.اونوقته که برای



ديدن چشمای قشنگ دلدارت حاضر می شی که سالها



دوری رو به نزديکی دل چاره کنی؛ چون مطمئناً اينقدر



اون لحظه ديدار شيرين و دلچسب هست که همه



خستگيهای دل چشم انتظار رو التيام ببخشه... تو



بعضي بلوگا كه ميرفتم با خودم ميگفتم : چقده سخته



خدايا! وقتی که چشمهء زلال چشمهای عزيزي رو جاری



می بينی، و نمی تونی براش کاری بکنی، حتی نمی



تونی بهش بگی که می فهمی چی میکشه! اونوقته



که دلت می خواد زمين دهن باز بکنه و تو رو ببره تو



دلش، دلت می خواد بشی يه قطره بری تو دل دريا!



فرياد بزنی، فريادی که کاخ صد ستون کبريا رو به لرزه در



بياره و عرشيان رو به نظاره......شايد بهتر باشه که



سکوت کرد،آره، سکوت سرشار از ناگفتنی



هاست ...ای کاش می شد يه کاری کرد... خوش به



حال عاشقاي واقعي كه واسه رسيدن به هم شرط اول



قدم مجنون بودن رو رعايت كردن و به هم رسيدن

 

 

من فقط به عشق او نفس خواهم کشید

 

 

      

+ نوشته شده در  86/01/25ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط کامبیز   | 



تمنُا

 

آخرین شب گرم رفتن دیدمش لحظه واپسین دیدار بودومن در اضطراب.

دیدهام گریان ودلم بیمار بود

 

گفتمش:از گریه لبریزم نرو                گفت:جانا ناگریزم،ناگریز

گفتم او را لحظه ایی دیگر بمان         گفت:می خواهم ولی دیر است دیر

در نگاهش خیره ماندم بی امید سر نهادم غم زده بر دوش او

بوسه های گریه آلودم نشست بر رخ وبر لاله های گوش او

ناگهان آهی کشید و گفت:وای زندگی گاهی زیباست گاهی زشت گریه

بس کن مرا آتش بزن.

 

ناگریزم از قبول سرنوشت.

 

شعله زد در من چو دیدم موج اشک         برق زد در مستی چشمان او

در ان هنگام ریخت قطره قطره از سر مژگان او

گفت:میدانم جدایی زود بود           

                                       با نگاه آخرینش بین ما..................

 

می خواهم فریاد بکشم در کوهساران تنهایی

می خواهم موج باشم در انعکاس لحظه های طولانی

می خواهم تو را به ساحل احساس هدایت کنم.

می خواهم باران باشم بی ریا ببارم بر کوه ودشت ودریاها تا:

بوته های پژمرده وغریب را شکوفاتر کنم.

می خواهم احساس باشم تا تورا پیش از پیش احساس کنم

می خواهم خواب باشم تا تو شیرینترین رویا هایم باشی.

می خواهم عاشق باشم و

تو عاشقترین وتنهاترین عاشق

می خواهم بدنبالم تا دور دستها بیایی

می خواهم قایق احساس را در کنار تو به ساحل امن خوشبختی برسانم

 

                         بی آنکه بدان چرا؟ 

+ نوشته شده در  86/01/23ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط کامبیز   |